سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
طنز - زندگی ابدی
دانش را بجویید؛ هرچند در چین باشد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

چرا آقایون زودتر از خانوم ها می میرند؟


این سوالی است که طی قرنهای متمادی بی پاسخ مانده بود... اما ما حالا می خواهیم پاسخ آن را به شما بدهیم.


* اگر خانمتان را در بالای سکویی بگذارید و از او در برابر موشها محافظت کنید... مردید.


* اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... مردی لوس و مامانی هستید.


* اگر به شدت کار کنید... برای او ارزش قائل نیستید و برایش وقت صرف نمی کنید.


* اگر به اندازه ی کافی کار نکنید... مفت خور هستید که به هیچ دردر نمی خورید.


*  اگر او کاری ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید.


* اگر شما کاری ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار گذاشته و کار مناسبی پیدا کنید.


* اگر شما شغل بهتری داشته باشید... پارتی بازی شده است.


* اگر او شغل بهتری بگیرد... به سبب توانایی های بالایش بوده است.


*اگر به او بگویید چقدر زیباست... نشان دهنده ی این است که قدر او را می دانید.


* اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند.


* اگر گریه کنید... آدمی بیعرضه اید.


* اگر گریه نکنید...بی احساس و بی عاطفه اید.


*اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید...متعصب و خودخواهید.


* اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... خانمی مستقل و آزادمنش است.


* اگر خواهش کنید به خاطر شما کاری را انجام دهد... سلطه جو و دیکتاتور بودن شما را نشان می دهد.


* اگر او از شما چنین درخواستی را داشته باشد... انجام دادن آن لطف و مرحمت شما را می رساند.


* اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی به شما می روید.


* اگر این کار را انجام ندهید...فردی ژولیده و نامرتبید.


* اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسانی جاه طلب هستید.


* اگر این کار را نکنید... اصلا بلند پرواز نیستید.


* اگر او سردرد داشته باشد... خسته است.


* اگر شما سردرد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید.


در نهایت مردها زودتر می میرند؛ چون خودشان این طور می خواهند!!!


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 6/11/87:: 1:1 عصر     |     () نظر

نامه ای به استاد...÷له های ترقی


حضور محضر انور حضرت مستطاب، استاد الجن والانس حفظه الله الی یوم القیامه، روحی فداه!


ای دکتر فرزانه که بسی در راه علوم و پیشرفت  مملکت کلی زحمات کشیدی، من چگونه یارای تشکر و دست شما درد نکنه را دارا باشم حال آنکه همچون خورشیدی در آسمان دانشگاه نور هدایت از همه جایت خارج می شود و مشعل فروزان المپیک و روشنی بخش طریق علم و داتش و قله های ترقی ما می باشی.


از عهده ی شکرش چه درآید


کز عهده ی شکرش به درآید؟!


اگر چه به عنوان یک دانشجوی آینده ساز مملکت و امید ملت بیش نیستم ولی با تاسی به پند های ارزنده و نصایح گوهر بار حضرت عالی کسب علم را سر لوحه ام قرار داده ام و نمره و این جور چیزهای بی ارزش را به پشیزی نمی گیرم.


این سخن شما را همواره در گوشم زمزمه کردم که فرمودید نردبان ترقی مثل چهار پایه سه پایه دارد، علم و دانش!


یا شاید هم فرموده بودید چهار پایه ی علم و دانش مثل نردبان سه پایه دارد،‏ ترقی!


به هر حال توی همین مایه ها بود، اما آنچه مهم است این است که علم و دانش و ترقی خیلی مهم تر از آن است که در محدوده ی نمره و این جور چیز های بی ارزش جا بشود.


واقعا من این فراخنای افق دید واسعه ی حضرت عالی را همیشه می ستایم و معتقدم امروز پیشرفت مملکت و گذر از دروازه ها و اوج قله های بلند مرزهای علم و تخیل کلا در گرو همین گونه تفکر است و ما باید نگاه نمره محور را به گوشه ای پرتاب کنیم و نهال نورسته ی جوانانمان را با کود مناسب آبیاری کنیم!


خلاصه دکی جون، دنیا دو روزه، ارزش نداره، نمره بده نیفتیم!


 


کپی برداری شده از روزنامه ی کیهان
مورخ روز 12/9/1387
نوشته ی صالح شخصی


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 29/10/87:: 1:49 عصر     |     () نظر

سر کلاس معلم اقتصاد گفت:


من خیلی با جنگ مخالفم....!!!


با خودم گفتم بابا دمت گرم که به فکر آواره شدن مردمی....!!!


معلم اقتصاد ادامه داد:


اگه جنگ بشه، نرخ بهره های بانکی بالا می ره و نظام اقتصادی امریکا به خطر می افته، اون وقت نمی شه یه خونه با قیمت خوب بخریم!!!


با خودم گفتم عجب...!!!


سر کلاس شیمی، دبیر رو به بچه ها گفت:


 من خیلی با جنگ مخالفم...!!!


با خودم گفتم: قربون هر چی آدم انساندوست مثل تو...!!!


دبیر ادامه داد: آخه اگه جنگ بشه و بمب شیمیایی بزنن، فعل و انفعالاتش لایه ی اوزن رو سوراخ می کنه، اون وقت ما چه کار کنیم؟!!!


با خودم گفتم: عجب...!!!


معلم زبان آدم فهمیده ای به نظر می رسید، به بچه ها گفت:


من خیلی با جنگ مخالفم...!!!


با خودم گفتم: کاش همه به اندازه ی تو از جنگ بیزار بودن...


معلم زبان ادامه داد:


مردم همینجوریش، به جای این که کتاب بخونن، می رن می شینن پای تلویزیون که اخبار جنگ رو ببینن؛ حالا وای به اینکه جدی جنگ بشه!!!


به خودم گفتم: عجب...!!!


استاد جغرافیا عینکش را روی بینیش جابه جا کرد و گفت:


 من خیلی با جنگ مخالفم...!


با خودم گفتم: درسته که دوبار منو تجدید کردی، ولی باز خودت!


استاد گفت:


همینجوریش از 100 نفر بپرسی مرکز کارولینای جنوبی کجاست،دو نفر هم نمی دونن؛ ولی ماشاالله همه می دونن کابل و بغداد کجاس! وای به اینکه جنگ هم بشه!!!


با خودم گفتم: عجب...!!!


دبیر ریاضی دست های گچیشو به هم زد و گفت:


من خیلی با جنگ مخالفم...!


با خودم گفتم: مرامتو! فکر نمی کردم تو یکی دلت برای ملت جنگ زده بسوزه!


به طرف میزش اومد و گفت: می ترسم سربازا موقع شلیک بمب، توی زاویه شون اشتباه کنن و بزنن خودمونو لت و پار کنن!!!


با خودم گفتم: عجب...!!!!


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 23/10/87:: 2:50 عصر     |     () نظر

ای که بردی جزوه ام را اشتباهی پس بده


جز فراموشی ندارم من گناهی، پس بده


رو سیه گردم بدون جوره من، در امتحان


از برای من گر نخواهی روسیاهی، پس بده


روز و شب چشمم به راه جزوه میباشد، بیا


گر تو هم داری چو من چشمی به راهی، پس بده


صد کله بوقی ز سر دارم ز فرط تنبلی!


تا نرفته بر سرم دیگر کلاهی، پس بده


گیر ما دیگر نیاید جزوه، پس این جزوه را


مستقیما گر نمی خواهی، به راهی پس بده


جان تو مشروط می گردم به جان مادرت


لازمش داری نگه دار، ار نخواهی، پس بده


جزوه از من می بری؟ من مرکز نشرم مگر


ای به قربانت شود جانم الهی، پس بده


گر تو هم مانند من بی جزوه ای، باشد بیا


مال تو این جزوه اما گاهگاهی، پس بده


چند ماهی مال تو،اما دو روزی نزد من


من نمی گویم که آن را چند ماهی پس بده


از دعای هر شب و آه سحر اندیشه کن!


تا نرفته بر فلک از سینه آهی پس بده


من نمی دانم چرا این جزوه را کش رفته ای


لعنت و دشنام و نفرین گر نخواهی، پس بده


 


علی زمانی، سنندج


کیهان، مورخ:12/9/1387


 

بی جزوه ها...

کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 21/10/87:: 9:51 صبح     |     () نظر

- آقای پدر!


در کمال احترام، خواهشمندم که اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه و ساروسیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون رو به سر و صورت حساس من نمالید. لطفا!


- خانوم مادر!


جیغ زدن شما- به هنگام شناسایی اجسام داخل خانه با حس چشایی من- نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کند، بلکه برای شیرتان هم مضر است!!!


( این نکته را هم بگویم که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود)


- پدر محترم!


هنگام دستچین کردن میوه از سپردن من به آغوش آقای سبزی فروش خودداری کنید. بخصوص وقتی چشمهایش را گشاد می کند   و با تکان دادن سر و لبهایش ادا در می آورد!!!


- مادر محترم!


شست پا وسیله ای شخصی است که اختیارش را دارم. لطفا هر گاه سعی در خوردن شست شما کردم اعتراض کنید، نه شست پای خودم!!!


- خانوم مادر!


از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز کنید، این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، موجب می شود شیرتان هم بوی بچه سوسک مرده بدهد!!!


 قربان شما، نی نی 14 ماهه ی قشنگ و عزیزتان


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 11/10/87:: 3:41 عصر     |     () نظر

1- درست است ما بعضی مواقع به شما فکر نمی کنیم ولی دنیا که به آخر نمی رسه؟ قلبمون گنجایشش تموم می شه...


2- وقتی با هم جایی می ریم، به سر تمام فامیلا قسم می خورم که هر چی می پوشین قشنگه و بهتون میاد! اینقدر سوال نکنین!!!


3- چپ می ریم، راست می ریم، برای همه چیز آبغوره می گیرین؛  به خدا ما مریض نیستیم اذیتتون کنیم؛ اما واسه شوخی هم شده، جون خودم و خودت یه کارخونه ی آبغوره گیری بزن! پول توشه فراوون!!!


4- بابا، هر چی می خوای درست بگو! چرا طفره می ری؟ به ما چه شوهر خواهرت برای خواهرت گردنبند مروارید خریده؟ تو که می دونی پول ندارم.


5- حواس ندارم خوب! چرا قهر می کنی؟ خوب آدمیزا یادش می ره تولدت و سالگرد ازدواجمو کی بود!  2 روز قبلش یادآوری کن، مگه چی میشه؟


6- نوکرتم! شما فقط با آره و نه جوابمونو بدی کافیه! دلیل و برهان و این جور چیزا نمی خواد دیگه؟


7- وقتی مشکلی داری که می تونم حلش کنم، بیا بگو؛ چرا مادرمو مادرتو به جون هم می ندازی؟


8- اگه می گی 17 ماهه سردرد داری، پس قضیه جدیه! برو پیش دکتر خوب! به خدا من توجهم کم نشده!


9- باک خالی بنزین که گریه نداره،  بنزین زدن که کاری نداره!!! جون مادرت خودت بنزین بزن!!!


10 اگه یه چیزی می گم که از اون دو جور برداشت کردی، به خدا منظور من اون برداشت خوبه بود.


11- حسودی اموال مردم رو نکن! بهت بر نخوره ها، اما خدا چشم داده برای دیدن و لذت بردن از زیبایی ها، نه حسودی کردن!


12- اگه فکر می کنی که می دونی چه کار باید کرد و چه جوری پس خودت کارو تموم کن!!!


13- هی از ما نپرس چی دوست داری برات بپزم ما که عادت داریم هر چی خودت دوست داری بخوریم!!!


14- من نوکرتم، آخه تمام زندگیمون که نمی تونه مثل 3 یا 4 هفته ی اول باشه!!!


15- من که علم غیب ندارم، از اونچه تو ذهن مهربان همسرم می گذره خبردارشم!  از روی چشمات هم که نمی فهمم چته! زبون که داری ماشاالله!!! خودت بگو چته؟


16- وقتی می پرسم که چی شده؟ می گی هیچی! ما که می دونیم دروغ می گین و حتما یه چیزی شده ولی به روی خودمون نمیاریم که درگیر عواقب وخیم بعدیش نشیم!!!


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 10/10/87:: 8:53 عصر     |     () نظر

روزنامه نگار سیبیل کلفت:


اوا!!!! خدا اون روز رو نیاره، مگه از جان و مال و ناموس و زندگیمون سیر شدیم؟!!!


 


متخصص فناوری های نوین:
هممون رو می ذارن سینه ی دیوار، نفری یه گلوله خرجمون می کنن، به چه قشنگی!!


بعدشم می گن: حیف همون یه گلوله


 


کارشناس ارشد غذا های دریایی:


روزی که دنیا بیفته دست خانوما، ارکان نظام های دموکراتیک مرد مدار به لرزه می افته.


روز اول مردها را در کنج خانه به امر خطیر (( بشور و بساب)) می گمارند،


خودشون به خیابونا میان و یه رفراندوم راه می ندازنکه تنها زن ها حق شرکت در آن را دارند


بعد نتیجه ی این شمارش آراء با نظارت شوراهای یک روزه این می شه که 9/99 درصد رای دهندگان به خروج آقایون از حاکمیت رای می دن!


اون یک درصد رو هم برای افه ی دموکراسی کنار می گذارن.


 


کامران خان، همسایه ی مامانم اینا ضمن اشاره به انقراض حکومت های زن سالاری در هزاره های پیشین و مسبوق، فرایند سپردن امو به خانوم ها را فرایندی از پیش شکست خورده می دونه.


 


خواهر کودک فهیم:


آهای آقایون، همین حالا هم دنیا دست خانوماست(شما تو باغ نیستین.)


 


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط سنیه 4/10/87:: 9:14 صبح     |     () نظر

درباره

سنیه[118]
طفل پاورچین، پاورچین، دور شد از کوچه ی سنجاقک ها. بار خود را بستم، رفتم از شهر خیالات سبک بیرون. دلم از غربت سنجاقک پر
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
پیوندها
فهادانــ
****شهرستان بجنورد****
فرزانگان امیدوار
دکتر علی حاجی ستوده
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
محمد قدرتی Mohammad Ghodrati
پاتوق دخترها
سه ثانیه سکوت
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
پلاک 40 (سرداران بی پلاک)
بر و بچه های ارزشی
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
شاه تور
سامع سوم
mansour13
برادران شهید هاشمی
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
هیس
دهاتی
بهونه های بارونی
ترنم باران
اقلیم احساس
xXxرنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
هم نفس
یادداشتها و برداشتها
بوی سیب
کانون فرهنگی شهدا
منطقه و جهان آبستن حوادث خوش یمن
عاشق آسمونی
مردود
جمعه های انتظار
حفاظ
علیرضا حقیقی(صدف)
همسفر عشق
ایـــــــران آزاد
به خدا سپردمت ما مال هم نبودیم
صل الله علی الباکین علی الحسین
ازدواج؟... بــعــلــــه
TOWER SIAH POOSH
اندیشه
پزشک انلاین
حقوق و حقوقدانان
COMPUTER&NETWORK
ناکام دات کام
صاعقه
esperance
دوزخیان زمین
فشن بلاگ
آقاشیر
Sea of Love
شب‏های مهتابی
عکس
مهندسی کشاورزی- علوم باغبانی ورودی 89
کلبه عشق
.: شهر عشق :.
پردیس
عــــشقـــــولـــــک
پرواز تا اوج
پردیس جوووونم
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
غصه نخور فدای سرت
نبض شاه تور
توشه آخرت
.:بازی+دانلود+موبایل:.
آشنای غریب
مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان
بی پروا
بی پروا
منطقه آزاد
عشق صورتی
تنهایی من
عشق طلاست
جیگر نامه
دانلود ، ترفند ، برنامه ، بازِِی ، آهنگ ، کلیپ ، عکس،داستان
PATRIS
اشک غروب
آخرین منجی
صفاسیتی
امیدزهرا omidezahra
وبلاگ فنی مهندسی گرگ آسمان
wanted
بانوی آفتاب
دکتر علی حاجی ستوده
%% ***-%%-[عشاق((عکس.مطلب.شعرو...)) -%%***%%
حباب زندگی
یاغی
به وسعت دنیا
قدرت ابلیس
حدائق ذات بهجة
آسمان بی حجاب
پوست کلف
دنیای واقعی
خاطراتی همچون قهوه تلخ
نسیم خورشید بی حجاب
اینجا چراغ قرمز ندارد
دانشمندی برای تمام فصول
پروانه وار
برنامه های کوه
آهــــــــــــــــــــاوران
موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
قدرت شیطان
دل نوشته های هدهد سرگشته
عمومی
نور
((( آرمین و رضایا )))
عاشقان میگویند
تا ریشه هست، جوانه باید زد...
خلوت تنهایی
اس ام اس عاشقانه
محمدرضا جاودانی
چه زود از یادت رفت...
SAVALAN
عشق
انتظار
::::: نـو ر و ز :::::
معجزه ی شیطان
اس ام اس سرکاری اس ام اس خنده دار و اس ام اس طنز
هستم و هستیم
B زندگی بدون تو یعنی هیچ
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
ایده های اخلاقی نوین
sport
دلربا
سحر خیز
نجوا
چرندوپرند
( ازدواج ) 1 بله و 1 عمر خوشبختی یا 1 بله و 1 بلا بزرگ (طلاق )
امپراتوری هخامنشیان
fazestan
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها