شب چله
مي گن شب يلدا طولاني تر از چهل شبه. کوچيک که بودم هميشه دوست داشتم شب يلدا بشه تا دير تر از هميشه برم مدرسه. اما بزرگ که شدم فهميدم سرکار بودم.
اما شب چله قشنگي خاص خودشو داره. دور هم جمع شدن خوانواده ها. وقتي خاله و دايي و عمو عمه، تو خونه ي يه بزرگتر جمع ميشن. وقتي فال حافظ مي گيرن. اون لحظه ها اينقدر قشنگه که واقعا چهل شب به زيبايي اون نمي شه. خوردن هندونه،آجيل، ميوه، شيريني، خنده هاي شب چله، اينا همشون آرزوي يک ساله ي ما هستن. يلدا ، چله ، تولد مسيح(ع). چه شب زيباييه.
خوبه که اگه شب يلدا تنها مونديم ، تنهايي رو با خاطرات سالاي قبل پرکنيم. سالايي که کنار سفره هاي پر مهر خوانواده بوديم ( هستيم) .
به قول خودم که مي گم:
شباي سرد و ابري
صداي ماه که پيچيد
ستاره اي درخشيد
خزونو با خودش برد
به جاش اومد زمستون
يلدا برامون مي گفت
از ننه سرماي پير
از شباي قشنگش
به زير يک آلاچيغ
آره، امشب ننه سرما مهمون خونه هاي ماست . امشب عيسي مسيح مهمون دلاي ماست.شب يلداتون قشنگ.
تکرار حرف معلم
يادم مياد سال پنجم ابتدايي بوديم. خرداد بود و امتحان نهايي.(البته نه مثل سال سوم نظري) اون موقع بچه بوديم و فکر مي کرديم کار مهمي داريم انجام مي ديم. اما بعد فهميديم کاراي سخت تري هم هست. بالاخره معلم عزيز ما شروع کرد به درس پرسيدن. پرسيد و پرسيد تا رسيد به مرکز استان ها. منم که همشونو حفظ نکرده بودم ، دل تو دلم نبود که چي مي خواد از من بپرسه. رسيد به ميز ما . اولي بلند شد ، جواب داد . دومي بلند شد، جواب داد. وقتي پا شدم تمام بدنم مي لرزيد. آخه اونايي رو که بلد نبودن دعوا مي کرد. معلم گفت: " قزوين"
گفتم:" قزوين؟"
تا اينو گفتم ، معلم گفت:" بشين"
نشستم . خيلي تعجب کرده بودم. من که هنوز جواب نداده بودم، چرا گفت بشينم. از دوستم پرسيدم. گفت که تو که جواب دادي . قزوين. تازه دوزاريم افتاد که چي شده. وقتي حرف معلم و تکرار کردم ، اون فکر کرد جواب دادم. اينم از فوايد تکرار حرف معلم.