دلم تنگه! دلم خیلی تنگه! خیلی آشفته و پریشونم!درد زیادی تو سینه منه!نمی دونم چطور باید این درد و از خودم دور کنم!درد شیرینیه اما تحملش سخته!دلم می خواد تنها باشم!دوست دارم با خودم خلوت کنم!با خودم فکرکنم! من کیم؟ کجام؟از زندگی چی می خوام؟یه عالمه سوال!یه عالمه ترس!از چی می ترسم؟نمی دونم!ترس دارم از دست بدم!اما چی رو؟ من کجام؟ چرا عاشق تنهایی شدم؟ زندگی من چطوریه؟ من عاشقم؟ چرا از عشق فراریم؟کسی عاشقمه؟ چرا حرفا دلمو می لرزونه؟ از عشق وحشت دارم!ترسناکه!عشقی که عشق منو باور نداره!ازم فراریه!نمی فهمه منم دارم عذاب می بینم!باورم نداره!چرا هیچوقت هیچکس باورم نداره؟درد مو!تنهایی مو!عشقمو!علاقمو!
من کیم؟دنیا چرا اینطوره؟من می ترسم!از زندگی که با اضطراب جداییه!اگه یه روز عاشق بشه و بره!اگه تناهم بذاره!اگه ...
چرا ما آرما بدیم؟چرا همدیگرو باور نداریم؟چرا ترسامو باور نداره؟چرا فکر می کنه حرفام سر سریه؟چرا ازم فراریه؟چرا نگاهش پر عشق نیست؟چرا تنها؟ چرا نمی خنده؟چرا دیگه تفریحی نداریم؟ همه زندگیمون شده خونه نشینی!ازم خسته شده؟
عشق کجا رفت؟مگه عشق ابدی نیست؟یعنی عاشق نبودیم؟شاید عشق اول نبودیم؟
اصلا یکی به من بگه عشق چیه؟کجاست؟چرا سراغ زندگی من نمیاد؟ازم فراریه؟
با توام عشق!آره با تو!اگه وقت کردی یه سر به خونه ما بزن!خونمون سرد و سنگی شده!
منتظرم!
کلمات کلیدی: